5 خرداد و مسجدسلیمان در تقویم کشور ثبت شود
حسین سریعکار در پایگاه اینترنتی "شهر من مسجدسلیمان" نوشت:
۴ صبح ۱۰۴ سال پیش، در چنین روزی، چاه نفت نمره یک در مسجدسلیمان فوران کرد. برای همه مردم این سرزمین این آغاز خیلی چیزها بود. شاید باورش سخت است. حوادث بسیاری در تاریخ این کشور اتفاق افتاده است که شاید بدون وجود این نفت یا حتی در آن زمان با وجود این نفت به انجام رسیده اند. جنگ جهانی اول و دوم که گریبان این کشور را گرفت و کشور را به دو قسمت تقسیم کرد با همین نفت شکل گرفت و ادامه پیدا کرد. شاید محمدرضا پهلوی هیچ گاه نمی توانست آن همه تجهیزات نظامی را بدون پشتوانه نفت بخرد و شاید جنگ هشت ساله با عراق بدون وجود این نفت نه شکل میگرفت و نه بدین سو به پیش میرفت.

به هر حال هر چه که شد، یک نفت شهر شکل داد و مسجدسلیمانی شکل گرفت که من همیشه آن را به نام "ماکوندو" تجسم میکنم همان شهر معروف کتاب صد سال تنهایی "مارکز" که یک شبه در آن کمپانی موز آمد و شهر تبدیل به یک کارخانه بزرگ شد و همه چیز داشت. اما وقتی کمپانی تصمیم گرفت که از شهر برود شهر تبدیل به ویرانه شد که انگار خالی از سکنه شده؛ مردمی که روزگاری با وجود کمپانی همه چیز داشتند و تقریبا همه چیزشان با آن پیوند خورده بود حالا بدون وجود کمپانی از غم آنچه که داشتند، گریه میکردند.
حالا من و دوستانم تنها چیزی که میخواهیم این است که در تقویم ملی بنویسید: « ۵ خرداد؛ سالروز کشف نفت در مسجدسلیمان». از همه دوستان می خواهم که: شما هم یاریگر ما باشید.
۴ صبح ۱۰۴ سال پیش، در چنین روزی، چاه نفت نمره یک در مسجدسلیمان فوران کرد. برای همه مردم این سرزمین این آغاز خیلی چیزها بود. شاید باورش سخت است. حوادث بسیاری در تاریخ این کشور اتفاق افتاده است که شاید بدون وجود این نفت یا حتی در آن زمان با وجود این نفت به انجام رسیده اند. جنگ جهانی اول و دوم که گریبان این کشور را گرفت و کشور را به دو قسمت تقسیم کرد با همین نفت شکل گرفت و ادامه پیدا کرد. شاید محمدرضا پهلوی هیچ گاه نمی توانست آن همه تجهیزات نظامی را بدون پشتوانه نفت بخرد و شاید جنگ هشت ساله با عراق بدون وجود این نفت نه شکل میگرفت و نه بدین سو به پیش میرفت.

به هر حال هر چه که شد، یک نفت شهر شکل داد و مسجدسلیمانی شکل گرفت که من همیشه آن را به نام "ماکوندو" تجسم میکنم همان شهر معروف کتاب صد سال تنهایی "مارکز" که یک شبه در آن کمپانی موز آمد و شهر تبدیل به یک کارخانه بزرگ شد و همه چیز داشت. اما وقتی کمپانی تصمیم گرفت که از شهر برود شهر تبدیل به ویرانه شد که انگار خالی از سکنه شده؛ مردمی که روزگاری با وجود کمپانی همه چیز داشتند و تقریبا همه چیزشان با آن پیوند خورده بود حالا بدون وجود کمپانی از غم آنچه که داشتند، گریه میکردند.
حالا من و دوستانم تنها چیزی که میخواهیم این است که در تقویم ملی بنویسید: « ۵ خرداد؛ سالروز کشف نفت در مسجدسلیمان». از همه دوستان می خواهم که: شما هم یاریگر ما باشید.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 18:57 توسط یک بختیاری
|
تولدی ديگر