آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) / یادداشت / وحید رئیسی دهکردی
"در تشییع جنازه و خاک سپاری دانش آموزان بروجنی، جای زهرا، سهیلا و رحمانه خالی بود!" 

وقتی شنیدم اتوبوس حامل دانش آموزان دبیرستان دخترانه پاسداران عفت بروجن در محور ارتباطی دهدز - بروجن که در حال بازگشت از مناطق عملیاتی جنوب کشور (راهیان نور) بوده واژگون و منجر به فوت ۲۶ دانش آموز و آموزگار شده، به شدت متأثر و متأسف شدم. 

به سرعت برای شرکت در تشییع جنازه و خاک سپاری این عزیزان، به اتفاق جمعی از دوستان و همکاران به بروجن رفتیم. سر تا سر بروجن غرق در ماتم، اندوه و عزا بود. مردم، مسئولان، دانش آموزان، بازاریان و همه مردم، نه تنها از شهرستان بروجن، بلکه از تمامی نقاط چهارمحال و بختیاری و استان های همجوار برای شرکت در این مراسم آمده بودند. 

فقط دانش آموزانی که در این حادثه ناگوار زنده مانده و در بیمارستان های اهواز و شهرکرد بستری بودند نتوانستند در مراسم تشییع جنازه و خاک سپاری همکلاسی ها، دوستان و همسفران خود حضور پیدا کنند. 

ناله ها، شیون ها و هق هق مردم، به ویژه خانواده های جان باختگان، از نقطه نقطه شهر بروجن، به گوش مي رسید. 

قامتشان خميده، گام هايشان لرزان و اشک هایشان جاری بود، به سختی قدم بر می داشتند و عده ای هم زیر بغل آنان را گرفته بودند. 
خیابان ها را گذرانده بودند تا به "فلکه شهید بروجن"، محل آغاز تشییع جنازه رسیدند، این جا بود که صداي ناله ها و ضجه ها بلندتر می شد، ناله ها و فریادها به عرش می رسید و آسمان هم در اندوه این حادثه ناگوار می گریست. 

مردم هم دسته دسته مي آمدند، در کناری مي ايستادند و می گریستند. وقتی تابوت ها رسیدند، مادران، پدران، دوستان، هم کلاسی ها، هم مدرسه ای ها و آشنایان جان باختگان فریاد می زدند: زهرا، ماندانا، فائزه، فاطمه، مینا، محدثه، پریسا، مژگان، الهام، ریحانه، هانیه، آمنه، نرگس، مرضیه، مریم، مائده، رؤیا، شبنم، آسیه، رحمان و حجت ا...!!! 

آنان ضجه می زند و هر کدام می گفت: عزیزم تنها میری؟ منو با خودت نمی بری؟ دلت میاد منو تنها بذاری؟ منو با خودت نمیبری؟ نمی مونی تا عروسیتو ببینم؟ من که هنوز عروس شدنتو ندیدم! من که هنوز برات آرزوهای زیادی دارم! من تازه می خواستم لباس عروس برات بدوزم و تنت کنم! الان حنای عروسیتو آوردم و زدم به تابوتت! چرا به جای لباس سفید عروسیت، لباس سفید آخرت پوشیدی؟ یادت رفته قول دادی همیشه پیشم بمونی؟ دلت اومد تنهام بذاری؟ چرا تنهام گذاشتی؟ چرا تنهام گذاشتی؟ چرا تنهام گذاشتی؟ ... 

حاضران هم، در کنار آنان می گریستند و آسمان هم اشک می ریخت. 
در آن جا بود که بیت شعری به ذهنم خطور کرد و آن را با خودم زمزمه کردم: 

"ز هر جا بگذرد تابوت من، عجولانه به پا خیزند 
چه سنگین می رود این مرده، از بس آرزو دارد" 

تشییع جنازه غنچه ها و نوگلان پرپر شده آغاز شد و در آن هنگام بود که برخی دختران دانش آموز حاضر در جمعیت، وقتی اسم های روی تابوت ها را می خواندند، تازه متوجه می شدند که کدام دوستان شان پرواز کرده اند و این صحنه بسیار غم انگیز بود. 

جمعیت نیز هنگام تشییع جنازه شعار های "ا... اکبر، لا اله الا ا...، محمد رسول ا...، علی ولی ا...، عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، شهرستان بروجن صاحب عزاست امروز و ..." را سر دادند و پس از حضور در کنار گلزار شهدا، تابوت ها را به سمت قطعه ایثارگران آرامستان جدید بروجن هدایت کردند. 

در آنجا هم پس ازاقامه نماز از سوی حجت الاسلام والمسلمین نکونام، نماینده ولی فقیه در چهارمحال و بختیاری و امام جمعه شهرکرد، خاک سپاری این عزیزان انجام شد. بعد از ظهر هم مراسم فاتحه با حضور قشرهای مختلف مردم و مسئولان در حسینیه مصلی بروجن برگزار شد. 

اما در تشییع جنازه، خاک سپاری و مراسم ختم دانش آموزان دبیرستان دخترانه پاسداران عفت بروجن، جای فاطمه، زهرا، سهیلا، رحمانه، مریم، مهسا، مرضیه، محدثه و سایر دانش آموزانی که در این حادثه زنده مانده اند، خالی بود. 

نمی دانم بازماندگان حادثه، اطلاع دارند که دوستان، همکلاسی ها و آموزگاران شان در این سانحه جان خود را از دست داده اند؟ 

کسی نمی داند که بازماندگان چگونه می خواهند با غم از دست دادن هم کلاسی ها و آموزگاران خود که به دیار باقی شتافتند، کنار بیایند؟ 
حادثه واژگونی اتوبوس حامل دانش آموزان دبیرستان دخترانه پاسداران عفت بروجن در محور ارتباطی دهدز - بروجن و فوت ۲۶ دانش آموز و آموزگار، هیچگاه از ذهن مردم استان چهارمحال و بختیاری، به ویژه اهالی شهرستان بروجن و به خصوص خانواده های جان باختگان فراموش نخواهد شد، برای نوشتن لغت به لغت این یادداشت تلخ، نه تنها خودم بلکه قلمم هم گریست و لحظه ای آرام نبودیم. 

به همین منظور از خداوند متعال، عاجزانه تقاضامندم تا به جان باختگان این حادثه علو درجات و به بازماندگان آنان صبر و شکیبایی عنایت فرماید. 

در پایان، امیدوارم مردم استان چهارمحال و بختیاری، به ویژه اهالی شهرستان بروجن و به خصوص خانواده های جان باختگان و عزیزان بازمانده حادثه، ناتوانی من در نوشتار و قلم زدن برای این یادداشت را به بزرگی خودشان ببخشند. روحشان شاد و قرین رحمت باد.